حکایتی پند آموز :

خرید بک لینک

سلام علیکم : **روزی دو تا دوست برای تفریح و گردش رفتند بیرون از شهر و دل طبیعت ، در حین گردش در طبیعت به رود خانهای رسیدند ، برای خنک شدن و دلی به آب زدن پریدن داخل رودخانه ، یکی متاسفانه شنا یاد نداشت داشت غرق می شد ، دوستش او را از غرق شدن نجات داد ، خوبی در حقش انجام داد پس از مدتی راه پیمودن بنا به دلایلی درگیر و بگو نگو کردند ، و دوست ناجی یک کشیده به دوستش زد ، دوست نجات یافته از غرق شدن و مرگ گفت : یک بار از مگ نجاتم دادی ، بار دوم به من یک کشیده زدی ، علت چه بود ، دوست ناجی گفت : خوبیهایی که در حقت می شود روی سنگ بنویس و بدیهایی که در حقت میشود رور آب ، چرا که با آمدن موج آب ، بدیها از بین میروند ، اما خوبیها ی در حق تو تا قیمت باقی می مانند .(پس بیاییم خوبیها را برروی سنگ و ، بدی ها را برروی آب بنویسیم ***

عروج روح خدا...

ما را در سایت عروج روح خدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: چهارشنبه 23 بهمن 1398 ساعت: 21:01

صفحه بندی